« بي دليل »

سلام نازنين من!

چقدر مانده تا تو راه؟

دلم گرفته بي دليل

مگر توقعي دگر

رود از اين شب سياه ؟

      * * *

 دلم گرفته نازنین

چه و چرا ز من مپرس

سراب چشم های توست

که در سکوت ساز من

شبانه رخنه می کند

كه بد كنند حال من

     * * *

سرود گنگ پرسه شد

سلوک سرد شعر ها

پس از تو گم شدم درین

هجوم تیر و مهر ها ...

 * * *

دلم شکسته نازنین

ترک به شعر ها رسید

سلام ها سیاه شد

بروی شاخه امید

      * * *

بیا و با حضور خود

برهنه کن خطاب را

اگرچه مدتي است كه

دگر نمودم عادت اين

سلام بي جواب را ...

تهران - سه شنبه  - 24/01/1389