" ریاضیات ذهن یک شاعر "

سرود گنگ پرسه شد سلوک سرد شعر ها

پس از تو گم شدم درین هجوم تیر و مهر ها

چه آه ها که رشد کرده سمت بی کرانگی

چه خنده ها که میل کرده حدّشان به صفر ها

درین فضای ناتهی ، درین نقیض بستگی

ریاضیات ذهن من پر از فسون و سِحر ها

از آن تکینگی ز پس ، فضا زمان گسسته شد

شکسته شد درون من تقارن سپهر ها

دگر نه رام می شود معادلات قلب من

حریص اغتشاش شد نقاط عطف کِرو ها

هزار شکل و منحنی ، هزار حرف گفتنی

نه میل بر سکون کند ، نه تن دهد به سیر ها

تهران - ۱۳۹۸