ریاضیات ذهن یک شاعر
" ریاضیات ذهن یک شاعر "
سرود گنگ پرسه شد سلوک سرد شعر ها
پس از تو گم شدم درین هجوم تیر و مهر ها
چه آه ها که رشد کرده سمت بی کرانگی
چه خنده ها که میل کرده حدّشان به صفر ها
درین فضای ناتهی ، درین نقیض بستگی
ریاضیات ذهن من پر از فسون و سِحر ها
از آن تکینگی ز پس ، فضا زمان گسسته شد
شکسته شد درون من تقارن سپهر ها
دگر نه رام می شود معادلات قلب من
حریص اغتشاش شد نقاط عطف کِرو ها
هزار شکل و منحنی ، هزار حرف گفتنی
نه میل بر سکون کند ، نه تن دهد به سیر ها
تهران - ۱۳۹۸
+ نوشته شده در ساعت توسط محمد كوزه گر
|